تبلیغات
بشری - خواب ناتمام

بشری
 

بسم رب المجاهدین

بعد از چند شبانه روز بی خوابی ، بالاخره فرصتی دست داد و حاج مهدی در

یکی از سنگر های فتح شده عراقی خوابید.

5 روز از عملیات در جزیره مجنون می گذشت و آقا مهدی به خاطر کار

زیادفرصتی برای استراحت نداشت.چهره اش زرد بود و چشمان قرمزش از بی

خوابی ها و شب بیداری های ممتد حکایت می کرد.

ساعتی نگذشت که که یگ گلوله خمپاره 120 روی طاق سنگر فرود آمد.

داد زدم:« بچه ها آقا مهدی » همه دویدند طرف سنگر. هنوز نرسیده بودیم که آقا مهدی در حالی که سرفه می کرد و خاک هارا کنار می زد دیدیم. کمکش کردیم تا بیرون بیاید. همه نگران بودند «حاج آقا طوری نشدین؟؟» و او همان طور که خاک های لباسش را می تکاند خندید و گفت :« انگار عراقی ها هم می دانند که خواب به ما نیامده.»

برگرفته از کتاب « خاطراتی از شهید زین الدین »




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 شهریور 1391 توسط خادم اهل بیت
تمامی حقوق مطالب برای بشری محفوظ می باشد